زمين چيست ؟ گور فراموشي است
پر از اسکلت هاي خاموشي است
زمين چيست ؟ تکرار سر در گمي
پر از رنگ و نيرنگ و نامردمي
زمين چيست ؟ پوشيده از دار ها
عفن زار ِ چرکين ِ مردار ها
پر از ظلم ِ چنگيز ها ... لنگ ها
پر از خشم و عصيان و آژنگ ها
پر از نيزه هايي که سر مي برند !
براي يزيدان خبر مي برند
زمين چيست ؟ قصري است از آرزو
ولي دخمه دخمه ! ولي تو به تو !
زمين آرزويي ورم کرده است
بکاهي سرخويش خم کرده است
زمين چيست لفظي تنک مايه است
اساسش به يغماست بيپايه است
زمين چيست يک هرزه پوي پلشت
که جز گرد خود بر مداري نگشت!
لبالب ز آمال و پر از هوس
زمين چيست زندان حبس نفس
پر از داغ و درد و غم و اشک و آه
پر از روزگاران يکسر سياه !
زمين ... کاخ ِ ويران ِ آلودگي!
پر از لاشخور هاي آسودگي !
زمين ... کوخ ِ جغد بد آواي زشت
پر از خنده رويان شيطان سرشت
زمين آيت ِ نفس را بندگي ... !
درون ِ لجن زار ها زندگي ... !
زمين ... پيرکفتار ... گرگ نحيف !
زمين مانده بيچاره خسته ضعيف
زمين مرده ، آلوده ، هرزه ، کثيف
که با واژه ي پست شد همرديف
زمين چيست ؟
آلوده ي گند و ...
مست !
به خود سخت پيچيده ...
در خود گم ست !
...
دعا کرده ام از زمين بگذرم ...
ازين انزوايي ترين ... بگذرم ... |